سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
آن که حاجت به مؤمن برد چنان است که حاجت خود به خدا برده و آن که آن را به کافر برد چنان است که از خدا شکایت کرده . [نهج البلاغه]
فروزان
 RSS 
خانه
ایمیل
شناسنامه
مدیریت وبلاگ
کل بازدید : 67705
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 1
........... درباره خودم ...........
فروزان
جواد مومنی

........... لوگوی خودم ...........
فروزان
............. بایگانی.............
زمستان 1384
پاییز 1384

..........حضور و غیاب ..........
یــــاهـو
........... دوستان من ...........
ققنوس
کلبه مهر و دوستی
دقایق سرخ زندگی
فریاد عشق
روبونویزمن
تسنیم

............. اشتراک.............
  ........... طراح قالب...........


  • تنهایم مگزار

  • نویسنده : جواد مومنی:: 84/9/26:: 2:2 عصر

    روزی که نگاهمان در هم آمیخت و می خواستیم بگوییم که ........ !
    اما سکوت کردم حس کردم از نگاهم رازم را خوانده باشی !
    دوست ندارم بگویم که دوستت دارم دوست دارم درک کنی که دوستت دارم !
    پیام من کلام تو و خداحافظ تو !
    تو ای محبوب من !
    بدان که سکوت من پر از راز نهفته بود !
    در رویایم تو را از آن خود می دیدم ! روح پر از غم مرا تو زنده کردی ! احساس دوست داشتن را در من زنده کردی ! هرگز در ذهنم فکر چنین روزی را نداشتم ! احساس غم را همه جا همراه خود میکشیدم ! اما با آشنایی با تو غمها را از یاد بردم ! زندگیم را از نو ساختم ! لحظه های با تو بودن را در خاطر سپردم ! شیطنتهای تو را با جان و دل پرستیدم !
    شب هنگام که از پری قلبت سخن  گفتی !‌  احساس بد بختی می کردم ! احساس درد و شرم داشتم ! آرزوی مرگ خود را با آرزوی داشتن تو تعویض کردم ! در رویاهایم عشق تو را از آن خود میدیدم !‌ شب را به سختی به صبح رساندم !‌ احساس بدی داشتم ! شب تا صبح از درد فراق قلبهایمان ! تنها اشکهایم یار سوزان من بودند ! اینک که در سفری احساس تنهایی دارم ! نمی دانم امروز پری قلبت را دیدی یا نه ! اما فراموش  نکن که در این کلبه ی حقیر قلبی شکسته و آغشته به درد ! اینک تنها برای تو می تپد و دردهایش را می خواهد بخاطر تو از خاطر محو کند ! اندیشه ای کن !!!! تنهایم نگذار !!!! تنهایم نگذار ای روح جاودانه ی من !!!!!

     

     

     


    نظرات شما ()


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ